ناسازی

لغت نامه دهخدا

ناسازی. ( حامص مرکب ) از:ناساز + ی، اسم معنی، حاصل مصدر. ( حاشیه برهان قاطعچ معین ). مخالفت کردن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). مخالفت. عدم موافقت. ( ناظم الاطباء ). مخالفت. ( انجمن آرا ). دشمنی. ناسازگاری. کج روی. ستیزه خوئی:
گردون ستیزه کار دیدی که چه کرد
ناسازی روزگار دیدی که چه کرد.مشتاق اصفهانی.|| تناقض. || بی ادبی. گستاخی. || بهانه گیری. ( ناظم الاطباء ). || بی اصولی. خارج مبحث بودن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). بی اصولی. بی آهنگی. ( ناظم الاطباء ). || بدوضعی. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). || تزویر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

ناسازگاری.

جمله سازی با ناسازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نزاری با تومی گفتم که ناسازی مکن با او سزا این بود تا دانی که با او ناسزا بودی

💡 ساختن با محنت عشق تو آسانست لیک از جفای دهر و ناسازی دوران می‌رویم

💡 ای که می سوزی مرا با ناله زارم بساز با تو می سازیم ما با ما تو ناسازی مکن

💡 از بس گل ناسازی ام در جیب و دامن می کنی زان پیشتر کآیی برم، سامان رفتن می کنی

💡 شیوه ما نیست با ناسازگاران ساختن خاک در چشم فلک هنگام ناسازی کنیم

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز