هم بالا

لغت نامه دهخدا

هم بالا. [هََ ] ( ص مرکب ) هم قد. ( یادداشت مؤلف ):
کنیزی را که هم بالای او بود
به حسن و چابکی همتای اوبود.نظامی.چو قد ویس بت پیکرچنان شد
که هم بالای سرو بوستان شد...فخرالدین اسعد.دُر بار می در پای او از دیده هم بالای او
گر در جوار رای او دل صدر والا یافتی.خاقانی. || مناسب. جور. هم اندازه:
شهنشاهی که درع شرع هم بالای او باشد
قدردستی که فرق شرع نطع پای او باشد.خاقانی.

فرهنگ عمید

برابر، هم قد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- دویا چند تن که اقامت آنان مساوی باشد هم قد: وکواعب اترابا و کنیزکان هم بالا هم آسا هم زاد. ۲- معادل برابر: اما چکنم که ایام مصابرت در درازی گویی از روز محشر زاده و اعوام مهارجت هم بالای ساق قیامت افتاده.

جمله سازی با هم بالا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرچه دید از نقد و جنس و زیر و بالا پاک کرد این بلا هم زیر و هم بالا به غارت می برد

💡 این رودستر آلمانی‌تبار درست همانند یک خودروی الکتریکی، بدون ایجاد سروصدا در اطراف شهر پرسه می‌زند. با این وجود، شتاب خودرو آنقدرها هم بالا نیست، هر چند واکنش اگزوز و گشتاور بالا سرعت خوبی را رقم می‌زند.

💡 کل‌وبز، قوچ‌ومیش، گراز، خرگوش. به جز گراز و خرگوش که در دشت‌های کوهپایه‌ای کوه دماوند زندگی می‌کنند، دیگر جانوران، فصل‌های گرم را در ارتفاعات سپری کرده و با سرد شدن هوا به مرور ارتفاع کم می‌کنند. این جانوران تا ۵٬۰۰۰ متری هم بالا می‌روند.

💡 گاهی نگاهی می‌کنی آن هم به چندین خشم و ناز گو کارها یکباره شو این چشم هم بالا مکن

💡 ز پستی تا به بالا برد لشگر ابر غرنده پر از اعلام رنگین گشت هم پستی و هم بالا

داروساز یعنی چه؟
داروساز یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز