لغت نامه دهخدا
یاقوت گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) لعل گر. ( آنندراج ). سازنده اشیایی که در آنها یاقوت به کار رود.
یاقوت گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) لعل گر. ( آنندراج ). سازنده اشیایی که در آنها یاقوت به کار رود.
لعل گر سازنده اشیائی که در آنها یاقوت به کار رود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست از حفظ تو بیم ضرری چون یاقوت گر کسی اخگر افروخته پیچد به حریر
💡 در جام بلورین می همچون یاقوت گر یابم و سازم شب و روز آن را قوت
💡 دخان ز آتش یاقوت گر دمد عجبست عجب ترست ازین بر لبش حکایت شوق