فرهنگ عمید
۱. کم حوصله.
۲. کسی که لیاقت و کفایت کار مهم ندارد.
۱. کم حوصله.
۲. کسی که لیاقت و کفایت کار مهم ندارد.
( صفت ) کسی که حوصله و لیاقت شغل و مقامی را که بدو داده اند ندارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رسد بهار و در این ظرف کم من کم ظرف مدان که عمر کنم جز به شاهد و می صرف
💡 دریا به نظر تنگتر از چشم حباب است کم ظرف کسانی که به گنجینه بسازند
💡 شوق دریاکش و در شیشه کم ظرف فلک آنقدر خون جگر نیست که یک جام شود
💡 فلکها سینه می دزدند از داغ جنون من زهر کم ظرف رطل عشق نوشیدن نمی آید
💡 باده را شیشه کم ظرف ز جوش افکنده در گلستان خم از عربده آرام نداشت
💡 ریخت دریا درگریبان قطره کم ظرف را ذره ناچیز را خورشید سیما کرد عشق