لغت نامه دهخدا
چوبکش. [ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده چوب. || ( اِ مرکب ) افزاری باشد از چوب که پنبه دانه را بدان از پنبه جدا کنند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). چوبگین. رجوع به چوبکین شود.
چوبکش. [ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده چوب. || ( اِ مرکب ) افزاری باشد از چوب که پنبه دانه را بدان از پنبه جدا کنند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). چوبگین. رجوع به چوبکین شود.
=چوبکین
افزاری باشد از چوب که پنبه دانه را بدان از پنبه جدا کنند. چوبگین.
{skidder} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] انسان یا ماشینی که درخت یا گِرده بینه را با کشیدن بر روی زمین به انبارگاه منتقل می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوشم در چوب کش ای چوب تو خوش مکن دل ناخوش ای آشوب تو خوش