چار شب

لغت نامه دهخدا

چارشب. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) مخفف چادرشب. پارچه بزرگ چهارگوشی که رخت خواب در آن بندند و زنان ده چون چادر بسرافکنند. چادر شب:
نازکت چارشب اولیست که بالا افکن
چون درشت است و قوی میرسدت ز آن آزار.نظام قاری.گاه گردد سپیج سر در شب
و ربود چارشب مدانش عار.نظام قاری.وجب وجب همه شب چارشب بپیمایم
چه صرفها که مرادر نهالی عزبیست.نظام قاری.

فرهنگ فارسی

مخفف چادر شب ٠ پارچ. بزرگ چهار گوشی که رخت خواب در آن بندند و زنان ده چون چادر بسر افکنند ٠ چادر شب ٠

جمله سازی با چار شب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سه روز و چار شب چون تیر پرتاب نمیاستاد کشتی بر سر آب

💡 اندرین چار شب زفکرت وهش گوسفند ار نشد خروس بکش

💡 نازکت چار شب اولیست که بالا افکن چون درشتست و قوی میرسدت زان آزار

💡 چار نوید امید و مژده شادی چار شب جان فزا و صبح دل افروز

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز