لغت نامه دهخدا
چارجانب. [ ن ِ ] ( اِ مرکب ) چارسمت. چارطرف. چارسو.
چارجانب. [ ن ِ ] ( اِ مرکب ) چارسمت. چارطرف. چارسو.
چار سمت. چار طرف. چار سو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زدند از چار جانب نوبت شاهی پس از احمد ولیکن من علی را مظهر دادار میبینم
💡 صوفیان از چار جانب روز و شب جویان تو حاجیان از شش جهت لبّیکگویان تواند
💡 چگونه جشنی مانندِ جَنَّتِ موعود ز چار جانب بگشوده بابِ نعمت و ناز
💡 سازد اسباب توجه را فزون درماندگی چار جانب قبله گردد قبله چون پوشیده شد
💡 شد دو چشمم ز انتظارش چار در راه امید چار جانب وقف کردم هر چهار خویش را
💡 می فزاید دستگاه طاعت از درماندگی چار جانب قبله گردد قبله چون پوشیده شد