پرشکسته

لغت نامه دهخدا

پرشکسته. [پ َ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) ( مرغ... ) بال شکسته.

فرهنگ عمید

پرنده ای که بالش شکسته باشد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) بال شکسته: مرغ پر شکسته.

جمله سازی با پرشکسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرمرغ پرشکسته ز فکر و خیال تو دارد بزیر بال پریخانه دگر

💡 لبش از تاب دل تبخاله برداشت چو مرغ پرشکسته ناله برداشت

💡 زمانه ساز به رنگ زمانه می گردد پرشکسته خس آشیانه می گردد

💡 شیرازه بهار تماشا گسسته بود تا مرغ پرشکسته ما فکر بال کرد

💡 به هیچ جا نرسد هرکه همتش پست است پرشکسته خس وخار آشیانه شود

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز