پرداد

لغت نامه دهخدا

پرداد. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) پرعدل. بسیارعدل. پر از عدل و داد:
ورا گشت آن شاهی آراسته
جهان گشت پرداد و پرخاسته.فردوسی.

فرهنگ عمید

پرعدل، پر از عدل وداد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پر عدل بسیار عدل.

فرهنگ اسم ها

اسم: پرداد (پسر) (پهلوی، اوستایی) (تلفظ: pardad) (فارسی: پَرداد) (انگلیسی: pardad)
معنی: نخستین آفریده

جمله سازی با پرداد

💡 که دائم جهان پهلوان شاد باد همه ساله از بخت پرداد باد

💡 گه توعالم را کنی پرداد و عدل گه یقینی را تو آری از دو عدل

رقیق یعنی چه؟
رقیق یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز