پاکیزه دل
مترادفها
پاکدل، سادهدل، بیغرض، پاکنهاد
متضادها
پلید دل، ناپاک دل، بددل
لغت نامه دهخدا
پاکیزه دل. [ زَ / زِ دِ ] ( ص مرکب ) پاکدل. که دل پاک دارد. که اعتقاد پاک دارد:
زبان باز بگشاد مرد جوان
که پاکیزه دل بود و روشن روان.فردوسی.زین دادگری باشی و زین حق بشناسی
پاکیزه دلی پاک تنی پاک حواسی.منوچهری.پاکیزه دل است این ملک شرق و ملک را
پاکیزه دلی بایدو پاکیزه دهائی.منوچهری.نازنینی چو تو پاکیزه دل و پاک نهاد
بهتر آنست که با مردم بد ننشینی.حافظ.
فرهنگ عمید
پاک دل، دل پاک، خوش قلب.
فرهنگ فارسی
( صفت ) پاک دل
جمله سازی با پاکیزه دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایا شهریاران پاکیزه دل ز دست شما ابر و دریا خجل
💡 زبان تیز بگشاد مرد جوان که پاکیزه دل بود و روشنروان