پالود
فعل:
پالود به عنوان فعل ماضی از پالودن به معنای صاف کردن و پاکسازی است. این واژه به عمل از بین بردن غل و غش، آلودگی یا هر نوع ناخالصی اشاره دارد. به عبارت دیگر، زمانی که چیزی پالوده میشود، به معنای این است که آن را تمیز و عاری از هر نوع آلودگی میکنند.
اسم:
پالود به عنوان اسم نیز به پوست بره اشاره دارد. این کاربرد در زمینههای مربوط به دامداری و صنایع دستی به کار میرود و به پوست نرم و لطیف بره تازهزاده اشاره دارد که در برخی مناطق به عنوان مادهای با ارزش برای تهیه پوشاک و دیگر محصولات استفاده میشود.
مترادفها
پاک، منزه، مطهر
متضادها
آلوده، ناپاک، کثیف
لغت نامه دهخدا
پالود. ( اِ ) پوست برّه. بالود. ( السّامی ). || فالوذ. ( دهار ) ( منتهی الارب ). || ( فعل ) ماضی پالودن است یعنی صاف کرد و از غل و غش پاک ساخت. ( برهان ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) پوست بره بالود.
جمله سازی با پالود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به باغ افکندت پالود خونم چو بر بگرفت باغ از در برونم
💡 جز این دل دوزخ دم دریا پالود این گرم نوا در آب و آذر که سرود
💡 زر بر آتش کجا بخواهی پالود جوشد، لیکن ز غم نجوشد چندان
💡 سحر کاشک زلیخا جمله پالود ز خاور خسرو خور چهره بنمود