پالود

فعل:

پالود به عنوان فعل ماضی از پالودن به معنای صاف کردن و پاکسازی است. این واژه به عمل از بین بردن غل و غش، آلودگی یا هر نوع ناخالصی اشاره دارد. به عبارت دیگر، زمانی که چیزی پالوده می‌شود، به معنای این است که آن را تمیز و عاری از هر نوع آلودگی می‌کنند.

اسم:

پالود به عنوان اسم نیز به پوست بره اشاره دارد. این کاربرد در زمینه‌های مربوط به دامداری و صنایع دستی به کار می‌رود و به پوست نرم و لطیف بره تازه‌زاده اشاره دارد که در برخی مناطق به عنوان ماده‌ای با ارزش برای تهیه پوشاک و دیگر محصولات استفاده می‌شود.

لغت نامه دهخدا

پالود. ( اِ ) پوست برّه. بالود. ( السّامی ). || فالوذ. ( دهار ) ( منتهی الارب ). || ( فعل ) ماضی پالودن است یعنی صاف کرد و از غل و غش پاک ساخت. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) پوست بره بالود.

جملاتی از کلمه پالود

به باغ افکندت پالود خونم چو بر بگرفت باغ از در برونم
جز این دل دوزخ دم دریا پالود این گرم نوا در آب و آذر که سرود
زر بر آتش کجا بخواهی پالود جوشد، لیکن ز غم نجوشد چندان
سحر کاشک زلیخا جمله پالود ز خاور خسرو خور چهره بنمود
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم