لغت نامه دهخدا
نویین. ( ترکی / مغولی،اِ ) کلمه مغولی. نویَن. نویان. نوئین:
سخن شیرین بود پیر کهن را
ندانم بشنود نویین اعظم.سعدی.رجوع به نویان شود.
نویین. ( ترکی / مغولی،اِ ) کلمه مغولی. نویَن. نویان. نوئین:
سخن شیرین بود پیر کهن را
ندانم بشنود نویین اعظم.سعدی.رجوع به نویان شود.
= نویان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمشید عهد شیخ حسن آفتاب جا دارای ملک پرو رو نویین صف شکن
💡 تاج سلاطین زمین، نویین اعظم، شیخ حسن حیدر دل احمد سنن، عیسی دم یوسف شیم
💡 خیال دولت نویین و نویین زاده را دایم به اقبال بقا بادا طناب عمر مستحکم
💡 شاد باش ای دل که بختت پیشوایی میکند سوی نویین جهانت رهنمایی میکند
💡 دارای عهد، شیخ حسن، آفتاب ملک نویین خصم بند خدیو جهان گشا