فرهنگستان زبان و ادب
{fricative} [زبان شناسی] همخوانی که در نتیجۀ تنگی در نقطه ای از مجرای گفتار، با سایش تولید شود
{fricative} [زبان شناسی] همخوانی که در نتیجۀ تنگی در نقطه ای از مجرای گفتار، با سایش تولید شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشد ترک کلاهم باعث آسایشی ای دل صلاح کار خود را جز به ترک سر نمیبینم
💡 بلی عشق است کآسایش رباید، از جهان لیکن من اندر عین بیآسایشی، آسایشی دارم
💡 آسایشی که دیدم، از چشم خون فشان بود مژگان تر به بالین، گل می فشاند ما را
💡 قرب منزل نعل ما را بر سر آتش گذاشت داشتیم آسایشی تا منزل ما دور بود
💡 برون از پوست سیر عالم آزادگی خواهم تنم آسایشی زین پیرهن هرگز نمی یابد