ناسود

لغت نامه دهخدا

ناسود. ( ن مف مرکب ) ناسوده. نابسوده. نابسود. رجوع به ناسوده و نابسوده شود.

فرهنگ فارسی

ناسوده نابسوده.

جمله سازی با ناسود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چوباد وزان تاختن را بساخت شب وروز ناسود و تازنده تاخت

💡 از ریختن آب دو چشمم ناسود آری نه عجب که آب چشم آرد دود

💡 فریدون چو بشنید ناسود دیر کمندی بیاراست از چرم شیر

💡 شب و روز از ناله ناسود هیچ یکی ساعت از درد نغنود هیچ

💡 بیفکند او را و ناسود هیچ گریزان عنان را ز پس داد پیچ

💡 ببودند یک هفته دلشاد و مست که ناسود یک ساعت از جام دست

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز