ناز نازان

لغت نامه دهخدا

نازنازان. ( ق مرکب ) خرامان. نازان. به ناز. از روی ناز.

فرهنگ فارسی

از روی نازبناز:[ناز نازان راه میرفت]: هر طرف که کاروانی ناز نازان می رود عشق را بنگر که قبله کاروانست ای پسر. ( دیوان کبیر )

جمله سازی با ناز نازان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کرد چشمان فراز و رفت به ناز ناز نازان به صد هزار اعزاز

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز