لغت نامه دهخدا
ناتاب. ( ن مف مرکب ) نتابیده. تافته نشده. ( ناظم الاطباء ). ناتابیده. ناتابداده. || ( نف مرکب ) سست. ناتوان. ضعیف. ( ناظم الاطباء ).
ناتاب. ( ن مف مرکب ) نتابیده. تافته نشده. ( ناظم الاطباء ). ناتابیده. ناتابداده. || ( نف مرکب ) سست. ناتوان. ضعیف. ( ناظم الاطباء ).
( صفت ) ۱ - تابیده نشده نتافته تاب ناداده. ۲ - سست ناتوان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سبحه که صد دانه و یکدام بود رشته ناتاب و گل جام بود