لغت نامه دهخدا
ماهی پشت. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) هر چیز که میان وی بلند و اطرافش پست باشد. ( ناظم الاطباء ). آنچه به شکل ماهی باشد یعنی وسط آن برجسته و طرفینش پست باشد. || ( اِ مرکب ) خرپشته. ( ناظم الاطباء ).
ماهی پشت. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) هر چیز که میان وی بلند و اطرافش پست باشد. ( ناظم الاطباء ). آنچه به شکل ماهی باشد یعنی وسط آن برجسته و طرفینش پست باشد. || ( اِ مرکب ) خرپشته. ( ناظم الاطباء ).
آنچه که بشکل ماهی باشد یعنی میان آن برجسته وطرفینش پست بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود روشن ز رخسار و جبینت که تو خورشید و ماهی پشت بر پشت