یک جهت

لغت نامه دهخدا

یک جهت. [ ی َ / ی ِ ج َ هََ ] ( ص مرکب ) که دارای جهت واحد باشد. || یکتادل. صافی دل. یکدل. بی تردید و مصمم وبا نیت جزم: بر این عزم از دارالسلطنه هرات اوراق و احمال و خاصان و یک جهتان را همراه داشته متوجه صوب قیصار و میمنه و نواحی بلخ گردید. ( لباب الالباب ص 529 ). که ما بندگان مجموع در مقام خدمتکاری وطاعت گزاری یکدل و یک جهتیم. ( ظفرنامه یزدی ). خاصان و یک جهتان را همراه داشته. ( تذکره دولتشاه ص 529 ).

فرهنگ عمید

همراه و همدل، دارای یک قصد و نیت.

فرهنگ فارسی

(صفت ) که دارای جهت واحدباشد. ۲- صمیم و خودمانی:... اما دوستان و یک جهتان بابا عبدل میگویند. ۳- بی تردید دارای نیت جزم: که ما بندگان مجموع در مقام خدمتکاری و طاعتگزاری یکدل و یک جهتیم.

جمله سازی با یک جهت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک ویژگی بسیار مهم اثر هال این است که بین حامل‌های مثبت که یک جهت حرکت می‌کنند و حامل‌های منفی که در جهت دیگر حرکت می‌کنند، تفاوت می‌گذارد.

💡 را بپذیرد. البته چنان‌که که گفته شد در آن واحد تنها می‌توان آن را در یک جهت اندازه گرفت. پس نتیجه می‌شود برای اسپین

💡 در سیستم‌های میکروسکوپی بیشتر تقارن زمان برقرار است، در حالی‌که در سیستم‌های ماکروسکوپی تقارن زمان نقض شده و زمان یک جهت ارجح دارد.

💡 روی از خلق نگردانده به حق روی مکن یک جهت تا نشوی روی به آن سوی مکن

💡 این همه کثرت شرک از نظر احول ماست یک جهت باش که واحد نپذیرد انباز

💡 تا نگردد در طریق پاکبازی یک جهت راه بیرون شد ازین ششدر ندارد آدمی

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز