در برخی فرهنگهای لغت فارسی مانند «ناظمالاطباء» و «منتهیالارب»، «یوحی» بهعنوان اسم به کار رفته و به معنای «آفتاب»، «خورشید»، «خور» یا «مهر» آمده است. در این کاربرد اسمی، «یوحی» گاه شکل دیگر واژه «یوح» دانسته میشود و بیشتر در متون کهن، ادبی یا لغوی دیده میشود و در زبان امروز رایج نیست.
در کاربرد دوم که رایجتر و شناختهشدهتر است، «یُوحی» فعل مضارع از ریشه «وحی» است و به معنای «وحی میکند» یا «الهام میفرستد» به کار میرود. واژه «وحی» در اصل به معنای «اشاره سریع و پنهانی» است و به انتقال معنا بهصورت رمزگونه، پوشیده و غیرآشکار دلالت دارد. به همین دلیل، «یُوحی» هم در مورد وحی الهی به پیامبران و هم در مواردی مانند الهام غریزی به حیوانات، مانند آیه «وَأَوْحَىٰ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ»، استفاده شده است. در متون دینی و قرآنی، معنای فعلی «یُوحی» بسیار رایجتر است و معمولاً به عمل الهی انتقال پیام و معنا اشاره دارد.