ینجه

لغت نامه دهخدا

ینجه. [ ی ُ ج َ / ج ِ ] ( اِ ) یونجه. اسپست. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به یونجه و اسپست شود.
ینجه. [ ی ُ ج َ ] ( معرب، اِ ) سعد را به لاطینیه ینجه نامند. ( از حاشیه تذکره ابن بیطار و یادداشت مؤلف ). رجوع به سعد شود.

فرهنگ فارسی

(اسم ) یونجه
سعد را به لاطینیه ینجه نامند

جمله سازی با ینجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یارب از کوی خرابات چه خیزد که به شوخی ینجه با زاهد صد ساله زند طفل رضیعش

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز