لغت نامه دهخدا
یلدوز. [ ی ُ ] ( ترکی، اِ )اولدوز. ستاره. || ( اِخ ) یا یلدیز. نام سرای سلاطین عثمانی در اسلامبول. قصری از سلاطین عثمانی در اسلامبول و معنی آن ستاره است. ( یادداشت مؤلف ).
یلدوز. [ ی ُ ] ( ترکی، اِ )اولدوز. ستاره. || ( اِخ ) یا یلدیز. نام سرای سلاطین عثمانی در اسلامبول. قصری از سلاطین عثمانی در اسلامبول و معنی آن ستاره است. ( یادداشت مؤلف ).
اسم: یلدوز (دختر) (ترکی) (تلفظ: yaldoz) (فارسی: یَلدوز) (انگلیسی: yaldoz)
معنی: ستاره، اولدوز
💡 فرزندان یلدوز خان چهار نفرند:
💡 اکنون از سراه این خیل سران بافر و جاه چاکر درگاه همایونند که چندین مثل اغوز و یلدوز را بنده جاه و چاکر درگاه خویش دانند.
💡 به پیش روی تو ماه چهارده از نور چو پیش تابش مهر منیر یلدوز است