لغت نامه دهخدا
یغنی. [ ی َ] ( ص، اِ ) یخنی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || غذای پخته. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به یخنی شود.
یغنی. [ ی َ ] ( اِخ ) قریه ای از نواحی نخشب به ماوراءالنهر. نسبت بدان یغنوی است. ( یادداشت مؤلف ). قریه ای است از نواحی نخشب. ( از معجم البلدان ).