لغت نامه دهخدا
یشگ. [ ی َ ] ( اِ ) یشک. رجوع به یشک شود.
یشگ. [ ی َ ] ( اِ ) یشک. رجوع به یشک شود.
یشک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمند توست به روز مصاف پنجهٔ شیر سنان توست به هنگام حمله یشگ گراز