یرلغ

لغت نامه دهخدا

یرلغ. [ ی َ ل ِ ]( مغولی، اِ ) مخفف یرلیغ و به معنی آن. ( یادداشت مؤلف ). یرلیغ. ( ناظم الاطباء ). فرمان و حکم:
در یرلغ غم تو ز بس ناله های سخت
خون شد دل چریک و رعایا و لشکری.پوربهای جامی.یرلغ بده ای سایه خوبان جهان
تا پیش قدت جنگ کند سروروان.( یادداشت مؤلف ).و رجوع به یرلیغ شود.

فرهنگ فارسی

مخفف یرلیغ و به معنی آن یرلیغ

جمله سازی با یرلغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حرف حرف یرلغ عالم چو می خوانم بذوق در همه منشور می یابم به نام او نشان

💡 بر یرلغ ما نشان آل است ما دل شادیم و خصم در غم

💡 چه باشد جرم و سهو ما به پیش یرلغ لطفت کجا تردامنی ماند چو تو خورشید ما رایی

💡 حکم سید که یرلغ آل است آن به نام من و نشان منست

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز