یرت

لغت نامه دهخدا

یرت.[ ی ُ ] ( ترکی، اِ ) آرامگاه و منزل و مقام و جای توقف و مسکن. ( ناظم الاطباء ). یورت. یرد. یورد. منزل. مسکن. مأوی. اتاق. هریک از اتاقهای یک خانه: این خانه ده یرت دارد. ( یادداشت مؤلف ). منزل را گویند. ( آنندراج ) ( غیاث ):
خامش که من در یرت دل
اردوی سلطان می زنم.مولوی.|| مخیم چادرنشینان ترک.اقامتگاه ایل چادرنشین: یرت ایل کرد چگنی در اطراف قزوین است. ( یادداشت مؤلف ).
یرة. [ ی َرْ رَ ]( ع اِ ) آتش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱- چراگاه ایلات وعشایر. ۲- محل خیمه وخرگاه. ۳-مسکنمنزل. ۴-یورد

جمله سازی با یرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا برون از یرت کیتو آمدیم هفته ای را سوی اردو آمدیم

💡 از یرت بیرون تاخته، قوش بلا انداخته ما را چو مرغان باخته، در باولی یللی بلی

💡 یک نور نور از یرت ایشان آمدیم وز پل یرغو در ارّان آمدیم