لغت نامه دهخدا
یذکر.[ ی َ ک ُ ] ( اِخ ) بطنی است از ربیعه. ( منتهی الارب ).
یذکر.[ ی َ ک ُ ] ( اِخ ) بطنی است از ربیعه. ( منتهی الارب ).
[ویکی الکتاب] معنی یَذَّکَّرَ: که نتیجه گیری و ریشه یابی کند - که متذکر شود ( تذکر در اصل به معنای منتقل شدن از نتیجه به مقدمات نتیجه، و یا منتقل شدن از مقدمات به نتیجه است)
معنی یَذْکُرُ: یاد می کند
معنی یَذَّکَّرُ: نتیجه گیری و ریشه یابی کند - متذکر شود ( تذکر در اصل به معنای منتقل شدن از نتیجه به مقدمات نتیجه، و یا منتقل شدن از مقدمات به نتیجه است)
معنی یُذْکَرَ: که یاد شود
معنی یُذْکَرُ: یاد می شود
معنی مَا یَذَّکَّرُ: نتیجه گیری و ریشه یابی نمی کند - متذکر نمی شود ( تذکر در اصل به معنای منتقل شدن از نتیجه به مقدمات نتیجه، و یا منتقل شدن از مقدمات به نتیجه است)
معنی لَمْ یُذْکَرِ: یاد نشده (حرکت حرف "را" به دلیل تقارنش با حرف ساکن یا تشدید دار کلمه ی بعد است)
معنی لَا یَذْکُرُ: یاد ندارد - به یاد نمی آورد
ریشه کلمه:
ذکر (۲۹۲ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میخواهد این مردم که هر چه فرا پیش است از بعث و نشور و حساب و جمله احوال رستاخیز دروغ شمرد. و قال الضحاک: هو الآمل یأمل. و یقول اعیش من الدّنیا کذا و کذا و لا یذکر الموت.
💡 یشوق من طواه طول عهد و یذکر حین ینسی او یغیب