لغت نامه دهخدا
یارگل. [ گ ُ ] ( اِخ ) نام یکی از آبادیهای بخش سقز است و بجای «یورقل » برگزیده شده است. ( لغات فرهنگستان ). و رجوع به یورقل شود.
یارگل. [ گ ُ ] ( اِخ ) نام یکی از آبادیهای بخش سقز است و بجای «یورقل » برگزیده شده است. ( لغات فرهنگستان ). و رجوع به یورقل شود.
نام یکی از آبادیهای بخش سقز است و بجای یورقل برگزیده شده است.
اسم: یارگل (دختر) (فارسی) (گل) (تلفظ: yar-gol) (فارسی: یارگل) (انگلیسی: yar-gol)
معنی: یاری که چون گل زیباست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رغبت مرا به سوی گل و مل چه لایق است چون یارگل عذار مرا نیست می گسار