این کلمه دارای معانی متنوعی است که در متون قدیم و لغتنامهها آمده است. نخستین معنی آن گوی کوچک یا گویچه است که به اشیاء گرد و کوچک اطلاق میشود. دوم، گویک به دکمه نیز گفته شده است، به این دلیل که شکل آن شبیه یک گوی کوچک است و برای بستن لباس یا پوشاک به کار میرود. سوم، این واژه در متون پزشکی و دامپزشکی به سرگین چهارپایان نیز اشاره دارد که ممکن است برای مقاصد مختلف جمعآوری یا بررسی شود. چهارم، گویک گاهی به زهدان یا رحم انسان و حیوانات نیز گفته شده است، به ویژه در منابع پزشکی و علمی قدیم. این واژه نشاندهنده تنوع کاربردها و گستره مفهومی آن در زندگی روزمره، پزشکی و دامپروری بوده است. بنابراین، گویک هم به اشیاء کوچک و گرد، هم به دکمه، هم به مدفوع چهارپایان و هم به زهدان اطلاق میشود. معنای آن بستگی به زمینه کاربرد دارد و در متون کهن و فرهنگهای لغت مختلف ثبت شده است.
گویک
لغت نامه دهخدا
گویک. [ ی َ ] ( اِ مصغر ) گوی کوچک. گوی خرد. گویچه. || تکمه گوی گریبان. ( برهان ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( فرهنگ شعوری ) ( آنندراج ). گوی گریبان و گوی که بر سر ازار بندند. و گوی که بر سر فرج باشد. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
سیلی خورد از گویک زهدانی خاتون
هر نطفه افسرده که جست از کمر تو.سنایی ( از بهار عجم ).دُجَة؛ گویک پیراهن. قُعموط؛ گویک گوی گردانک. و قُعموطَة؛ گویک. ( منتهی الارب ). || زهدان رحم را و زه نطفه را گویند. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). || گلوله ای که جعل گرداند و آن سرگین چهارپایان باشد: دحروجة؛ گویک گوه گردان. ( منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
۱. گوی کوچک.
۲. تکمه.
فرهنگ فارسی
۱ - گوی کوچک گویچه: بر جیب و کله نهند پس تر آن قوق. لعل و گویک زر. ( تحفه العراقین ) ۲ - تکم. گوی گریبان. ۳ - گویی که بر سر فرج باشد: سیلی خورد از گویک زهدانی خاتون هر نطف. افسرده که جست از کمر تو. ( سنائی ) ۴ - زهدان رحم. ۵ - سرگین چهار پایان که جعل آن را میگرداند.
جمله سازی با گویک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساچمه یا گویک به گلولههای کوچک سربی گفته میشود. کاربرد اصلی ساچمهها به عنوان پرتابه در انواع تفنگها است، اما کاربردهای صنعتی گوناگونی نیز دارد.