گلرو

گلرو

لغت نامه دهخدا

گلرو. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) سرخ رو. گلگون. ( ناظم الاطباء ). آنکه رویش چون گل بود:
برگ گل لعل بود شاهد بزم بهار
آب گلستان ببرد شاهد گلروی من.سعدی ( بدایع ).

فرهنگ عمید

گل رخ، گل چهره، خوب رو.

فرهنگ اسم ها

اسم: گلرو (دختر) (فارسی) (گل) (تلفظ: gol ru) (فارسی: گلرو) (انگلیسی: gol ru)
معنی: آن که چهره ای زیبا چون گل دارد، ( به مجاز ) گلرخ، زیبا رو، گلچهره

دانشنامه عمومی

گلرو (شهر). شهر گلرو در ایالت گلرو در کشور سوئیس واقع شده است که ۵٬۷۰۰ نفر جمعیت دارد.

گلرو
گلرو

جمله سازی با گلرو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاهد گلرو بمحفل پرده بگرفت از جمال بلبل عاشق کجائی نغمه ی آهنگ کن

💡 جام جهان‌بینش لقب از ساقی گلرو طلب یاری بود یاقوت‌لب چون غنچه خندان پرورد!

💡 چو بیرون شد ز شهر آن سرو گلرو هوای روم کرد و چین در ابرو

💡 چه شکوه ها که ندارم ز دست آن گلرو ولی به روی گلت طاقت شمار ندارم

💡 کی شود بلبل و قمری زگل و سرو آزاد گر تو گلرو بچمن سرو خرامان نکنی

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز