گره بر. [ گ ِ رِه ْ ب ُ ] ( نف مرکب ) گره برنده. ( حاشیه برهان چ معین ). || طرار و آن شخصی است که در این زمان به کیسه بر اشتهار ( شهرت ) دارد. ( برهان ) ( آنندراج ):
توانگر ز رهزن بود ترسناک
تهی کیسه را از گره بر چه باک ؟امیرخسرو.ز گنج خانه سلطان کجا خبر دارد
گره بری که ز بهر دو فلس طرار است.امیرخسرو.
کیسه بر، جیب بر: توانگر ز رهزن بود ترسناک / تهی کیسه را از گره بر چه باک (امیرخسرو: مجمع الفرس: گره بر ).
( صفت ) ۱ - گره برنده. ۲ - طرار کیسه بر جیب بر: توانگر زرهزن بود ترسناک تهی کیسه را از گره بر چه باک ? ( امیر خسرو )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگشای بند زلف که افتاد صد گره بر رشته امید من از چرخ تیزگرد
💡 به سر برش موی گره بر گره چو بر قیر زنگار خورده زره
💡 گروهی دست از جان برفشانده در آن ره، چون گره بر تار مانده
💡 دمش را دلبران آرند در پیش زنند آسان گره بر طره خویش
💡 چون گره بر سر آن زلف دو تاه اندازد مشک را خوارتر از خاک به راه اندازد
💡 نیستی کوه گران، بر سیر پشت پا مزن دامن خود را گره بر دامن صحرا مزن