گردون گذار

لغت نامه دهخدا

گردون گذار. [ گ َ گ ُ ] ( نف مرکب ) آسمان پیما:
لیک چندان زیب دارد کژمژی دندان او
کآن نیابی در هزاران کوکب گردون گذار.سنائی.

فرهنگ عمید

۱. گردون پیما، آسمان پیما.
۲. آن که از آسمان بگذرد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) گذرنده از گردون آسمان پیما: برفلک دوزد بطنازی در آن دم حکم بدرابیلک گردون گذارت. ( انوری )

جمله سازی با گردون گذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صرصر قهرت اگر افکنده بر گردون گذار چون بنات النّعش پروین را پریشان یافته

💡 گردون سرفراخته را کوژ گشت پشت تا سر فراخت همت گردون گذار تو

💡 ز خاک ار به گردون گذار آوری ور از روی و آهن حصار آوری

💡 چون مسیحا پای همت بر سر گردون گذار خویش را در خم حصاری همچو افلاطون مکن