گردون سوار

لغت نامه دهخدا

گردون سوار. [ گ َ س َ ] ( ص مرکب ) مسافر در آسمانها. ( ناظم الاطباء ):
نماند بر زمین هر کس به طینت خاکسار آمد
که عیسی ازره افتادگی گردون سوار آمد.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

سوار بر آسمان، آن که در آسمان سفر کند.

فرهنگ فارسی

آنکه در آسمانها سفر کند: نماند بر زمین هر کس بطینت خاکسار آمد که عیسی از ره افتادگی گردون سوار آمد. ( صائب )

جمله سازی با گردون سوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیاده ای است زمین گیر، آفتاب بلند نظر به همت گردون سوار درویشی

💡 تربیت پرورده ی شاه جهان، اسلام خان عیسی گردون سوار و آفتاب مه رکاب

💡 قدر همای سایه خورشید سای تو بر اوج شیر بیشه گردون سوار باد

💡 ای خداوندی که بخت توست بر گردون سوار بنده را بر مرکب دولت سواری کرده‌ای

💡 کند رکاب فلک سای نعل که کوبت سوار عرصه گردون سوار مردم چشم

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز