گردر
لغت نامه دهخدا
گردر. [ گ َ دَ ] ( اِ ) زمین سخت که در دامن کوه واقع است. || زمین پشته پشته و کوه و دره. ( برهان ) ( آنندراج ):
تا مغز مخالفانْش ْ بینی
خرمن خرمن به کوه و گردر.عمادی ( از سندبادنامه ص 16 ). || شهر و قصبه. ( برهان ) ( آنندراج ). جهانگیری و انجمن آرا این بیت فرخی را شاهد آورده اند:
درازترسفر او بدان رهی بوده ست
که ده ز ده نگسسته ست و گردر از گردر.
( در دیوان چ عبدالرسولی ص 68 کردر از کردر آمده، محمد معین ).ولی در این بیت هم همان معنی اول ( زمین سخت و دامن کوه ) مراد است. ( فرهنگ نظام ) ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).
فرهنگ عمید
= کردر
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - زمین سخت که در دامن کوه قرار دارد. ۲ - زمین پشته پشته و دارای کوه و دره: تا مغز مخالفانش بینی خرمن خرمن بکوه و گردر. ( عمادی سندبادنامه )
جمله سازی با گردر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چشمم مه رخسار تو را باز مبیناد گردر شب هجران تو چشمم چوشفق نیست
💡 کارِ من دلسوخته آه است همه گردر گیرد یک آهِ من بس بودم
💡 زخاک پای تو گردر گریز نیست چو آب بدست باد چرا میدهد عنان آتش
💡 بر رای روشن تو چو خورشید ظاهرست گردر ضمیر چرخ یکی راز مبهم است
💡 آتش گفتش که هست بالای تو راست گردر شیبت بسوزم آن هم بالاست
💡 ز راود به راود ز بیدا به بیدا ز وادی به وادی ز گردر به گردر