لغت نامه دهخدا
گران شده. [ گ ِ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) قیمتی شده. بهادارشده:
ز چیزهای جهان هرچه خوار و ارزان شد
گران شده شمر آن چیز خوار و ارزان را.ناصرخسرو.
گران شده. [ گ ِ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) قیمتی شده. بهادارشده:
ز چیزهای جهان هرچه خوار و ارزان شد
گران شده شمر آن چیز خوار و ارزان را.ناصرخسرو.
قیمتی شده پر بها گشته: زچیز های جهان هر چه خوار و ارزان شد گران شده شمر آن چیز خوار و ارزان را. ( ناصر خسرو )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل از وفا به خاطر جانان گران شده سود محبت است که ما را زیان شده
💡 چون سنگ بر دلش سخن ما گران شده است طوطی خطی که آینه از دست ما گرفت
💡 به هر طرف که نظر میکنم سبکروحی سرش گران شده مست خراب میبینم
💡 دلها ز حسرت لب لعلت سبک شده سرها ز شربت غم عشقت گران شده
💡 سبک به سوی در طاعت خدای گرای اگرچه از بزه برتو گران شده است ثقل
💡 این بس نبود شگفت زیرا به جهان کردار گران شده است و گفتار ارزان