گداطبع
مترادفها
نرمخو، ملایمطبع، سادهطبع
متضادها
بلندطبع، شریف
لغت نامه دهخدا
گداطبع. [ گ َ / گ ِ طَ ] ( ص مرکب ) خسیس. دنی. ( آنندراج ). لئیم یا پست فطرت. کسی که طبعاً گدا و مایل به گدایی باشد:
گداطبع اگر در تموز آب حیوان
به دستت دهد جور سقا نیرزد.سعدی.خواجه می نازد به سیم و زر گداطبع [ و ] بلاست
خواجه آن باشد که در مهر و وفا درویش نیست.نورالدین ظهوری ( از آنندراج ).
فرهنگ عمید
گداصفت، گدامنش
فرهنگ فارسی
آنکه طبیعه گدا باشد گدامنش گدا صفت: گدا طبع اگر در تموز آب حیوان بدستت دهد جورسقا نیرزد. ( سعدی )
جمله سازی با گداطبع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ۸۶. درویش توانگر صفت آن است که به دیده همت در مال و نعمت پادشاهان ننگرد و سلطان گداطبع آن که طمع در مال رعیت درویش کند.