گاو و ماهی

لغت نامه دهخدا

گاوو ماهی. [ وُ ] ( اِخ ) مقصود گاوی است که گویند زمین را بشاخها داشته و پای آن بر پشت ماهی است.
- تا گاو و ماهی؛ تا دورترین جای از زیرزمین. رجوع به گاو ماهی شود.

فرهنگ فارسی

گاو ( برج ثور ) و ماهی ( حوت ) حامل آن ( اساطیر ).
گاوی که زمین را بشاخها داسته و پای آن بر پشت ماهی است

جمله سازی با گاو و ماهی

💡 جهان پاک از آتش چنان بر فروخت که زیر زمین گاو و ماهی بسوخت

💡 گهی حلقه خرطومش اندر شکم گهی بسته با گاو و ماهی به هم

💡 وز فلک آورد در وی گاو و ماهی و صدف گاو گردنده، صدف جنبان و ماهی آشنا

💡 حلم چیست از ذروهٔ عرش آمدن گاو و ماهی را بهم فرش آمدن

💡 چو بر گاو و ماهی تزلزل فتاد ببین تا زمین را چه ها روی داد

💡 سوی گاو و ماهی فرو برده چاه ز گوگرد ببریده یک لخت راه

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز