لغت نامه دهخدا
گاه خواب. [ هَِ خوا / خا ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) خوابگاه. جای خوابیدن. تخت خواب:
تا دو سه ماه دگر مر خلق را خواهم نمود
از پی او گاه خوابی ساخته بر تخت خان.فرخی.
گاه خواب. [ هَِ خوا / خا ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) خوابگاه. جای خوابیدن. تخت خواب:
تا دو سه ماه دگر مر خلق را خواهم نمود
از پی او گاه خوابی ساخته بر تخت خان.فرخی.
خوابگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز گاه خواب شب دوش تا به وقت سحر سروش غیبم داد این ندا به گوش اندر
💡 زن و بچه و گنج او گاه خواب به کشتی فرستاد ازآن سوی آب
💡 از خیال تیغ او در چشم دشمن گاه خواب هر مژه کار هزاران دشنه و خنجر کند
💡 به گاه خواب ناخوانده بیایی بدان تا حسرتم افزون نمایی
💡 که از دشمن ایمن بود گاه خواب چنین تا برآمد ز که آفتاب
💡 به گاه خواب سر بر زانوی خسرو نهد شیرین ولیکن آستین کوهکن بود مگس رانش