لغت نامه دهخدا
کف سفید. [ ک َ ف ِ س َ / س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) برف را گویند. ( برهان ). کنایه از برف باشد. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
کف سفید. [ ک َ س َ / س ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم صاحب همت است که بسبب بخشندگی مفلس و پریشان شده باشد.( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ).