لغت نامه دهخدا
کستن. [ ک ُ ت َ ] ( مص )کوفتن. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( آنندراج ). || گرفتن. || کمربند بستن. ( ناظم الاطباء ).
کستن. [ ک ُ ت َ ] ( مص )کوفتن. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( آنندراج ). || گرفتن. || کمربند بستن. ( ناظم الاطباء ).
= کوستن
( مصدر ) کوفتن کوبیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنون لشکر آراستم سوی رزم پس از کستن او بسازیم بزم