لغت نامه دهخدا
کاولی. [ وُ] ( ص نسبی ) از اهل کابل. ( ولف ). کابلی:
ز بستی و از لشکر کاولی
ز گردان شمشیرزن زابلی.فردوسی.|| بمعنی لولی. ( غیاث ) ( از مصطلحات ). کولی. رجوع به کولی شود.
کاولی. [ وُ] ( ص نسبی ) از اهل کابل. ( ولف ). کابلی:
ز بستی و از لشکر کاولی
ز گردان شمشیرزن زابلی.فردوسی.|| بمعنی لولی. ( غیاث ) ( از مصطلحات ). کولی. رجوع به کولی شود.
= کابلی
ابراهام ( ابراهیم ) شاعر انگلیسی ( و. لندن ۱۶۱۸ - ف. ۱۶۶۷م. ).
( صفت ) منسوب به کاول. ۱ - از مردم کاول کابلی. ۲ - کولی لولی غریب اشمار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی مشاور آکادمی ملی علوم و عضو فرهنگستان هنر و علوم آمریکا است و همچنین برنده جوایزی همچون جایزه کاولی شدهاست.
💡 او جایزه کاولی را در اخترفیزیک «برای پیشگامیاش در پبشبرد نظریه تورم کیهانی»، به همراه آلن گوت و آندری لیند در سال ۲۰۱۴ دریافت کرد.
💡 الکسی کیتایف (روسی: Алексей Юрьевич Китаев؛ متولد ۲۶ اوت ۱۹۶۳) استاد فیزیک روسی - آمریکایی در مؤسسه فناوری کالیفرنیا و عضو دائم مؤسسه فیزیک نظری کاولی است. وی بیشتر به علت معرفی الگوریتم فاز کوانتومی و مفهوم رایانه کوانتومی توپولوژیکی برای پژوهشهایش در مؤسسه فیزیک نظری لانداو شناخته شدهاست.
💡 در سال ۲۰۱۴ استاروبینسکی به همراه آلن گوت از انستیتوی فناوری ماساچوست و آندری لیند از دانشگاه استنفورد، دریافت کنندهٔ جایزه کاولی شدند که توسط آکادمی علوم و نامههای نروژ اعطا میشود.