کاسه گاه
لغت نامه دهخدا
کاسه گاه. [ س َ / س ِ ] ( اِ مرکب ) نقاره خانه را گویند، چه کاسه بمعنی نقاره هم آمده است. ( برهان ).
شاه بنظاره آن کاسه گاه
گرم ترک راند فرس را براه.امیرخسرو ( از آنندراج ).|| جائی که نوبت شهریاران زنند. || ساقی راهم میگویند. ( برهان ). || کنایه از آسمان است. ( برهان ).
فرهنگ عمید
جایی که در ساعت های معیّن کوس و کرنا می زنند، نقاره خانه.
جمله سازی با کاسه گاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گهی معرف سازد ز ناکسی خود را گهی کجا نهم این کاسه گاه نوحهسرای