کاروان زن

لغت نامه دهخدا

کاروان زن. [ کارْ / رِ زَ ] ( نف مرکب ) دزدی که کاروان میزند. کسی که کاروان را لخت میکند:
کرشمه کردنی بر دل عنان زن
خمارآلوده چشمی کاروان زن.نظامی.ازین مشتی خیال کاروان زن
عنان بستان، علم بر آسمان زن.نظامی.

فرهنگ عمید

۱. دزدی که به کاروان حمله کرده و اموال کاروانیان را غارت می کند.
۲. [مجاز] دلربا.

فرهنگ فارسی

( صفت ) دزدی که بکاروان حمله میکند و پول و اثاث. کاروانیان را بغارت میبرد: [ گر شمه کردنی بر دل عنانی زن خمار آلوده چشمی کاروان زن ]. ( نظامی )
دزدی که کاروان می زند

جمله سازی با کاروان زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یک کاروان زن چون بماند بی نگهبان ای شاه خوبان

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران