کاروان زنی

لغت نامه دهخدا

کاروان زنی. [ کارْ / رِ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل کاروان زن. لخت کردن کاروانیان: و او را با خودبدزدی و کاروان زنی بردی. ( از بختیارنامه چ وحید ).

فرهنگ فارسی

حمله بکاروان و غارت پول و اثاث. کار وانیان: [ و او را با خود بدزدی و کاروان زنی بردن ]. ( بختیار نامه )
لخت کردن کاروانیان

جمله سازی با کاروان زنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاهی بغمزه ای ره صد کاروان زنی گه مرشد طریقت و راهی،چه گویمت؟

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز