چشم نهاده

لغت نامه دهخدا

چشم نهاده. [ چ َ / چ ِ ن ِ / ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کسی که چشم بر چیزی نهاده باشد: و برادرزاده ای داشت درویش بود اما توانا و چشم بر مال عم نهاده. ( قصص الانبیاء ص 118 ). رجوع به چشم نهادن شود.

فرهنگ عمید

۱. کسی که به چیزی نظر داشته باشد.
۲. آن که پیوسته به کسی یا چیزی نگاه کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که چشم بچیزی دوخته باشد.

جمله سازی با چشم نهاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قافله ی ما شده مهمان تو چشم نهاده همه بر خوان تو

💡 ز آرزوی تو بشهر تو فراوان لعنت گوشها سوی ره و چشم نهاده بر در

💡 راست چو مرغی شده در دام او چشم نهاده به سر بام او

💡 بر نقد زن ای دوست که محبوب تو نقدست ای چشم نهاده همه بر بوک و مگر بر

💡 اقبال کف پای تو بر چشم نهاده اندر طمعی که سرش از لطف بخاری

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز