چرخ باد

لغت نامه دهخدا

چرخباد. [ چ َ ] ( اِ مرکب ) چرخ سبکی که بوسیله باد به حرکت آید. دَموک. ( مهذب الاسماء ). || گردباد. بادهای بسیار شدید که دور خود میچرخد.

فرهنگ عمید

۱. هر چرخی که با وزش باد به حرکت درآید.
۲. گردباد.

جمله سازی با چرخ باد

تخت تو چرخ باد که در بارگاه تو خورشید تیغ زن چو قمر هم سپر کشید
چو چرخ باد خزان را بباغ راه دهد ببرگ سبز رزان باد رنگ کاه دهد
چون مهرباد روز بقای تو بی ظلام چون چرخ باد ساعت عمر تو بی عبر
از چرخ باد برتر قدرتو و اندرو کار تو مستقیم در آن خط استوا
درگاهت از بلندی با چرخ باد همسر بام سرای خصمت با بوم ساده بادا
در زیر چرخ باد هوا دید موج‌زن چونان که نور دیدهٔ بینا دراوفتاد