چاکرداری

لغت نامه دهخدا

چاکرداری. [ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) اربابی. آقایی. مهتری. منعمی. چاکرپروری. خادم نوازی:
در چاکرداری و سخا سخت ستوده ست
او سخت سخی مهتر و چاکرداری است.فرخی.

جمله سازی با چاکرداری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در چاکرداری و سخا سخت ستوده ست او سخت سخی مهتری و چاکرداریست