لغت نامه دهخدا
( هفت آبا ) هفت آبا. [ هََ ]( اِ مرکب ) کنایه از هفت آسمان. ( برهان ):
زمانه را ز پی زادن چنو فرزند
عقیم گشت چهارامهات و هفت آباش.سنائی.
( هفت آبا ) هفت آبا. [ هََ ]( اِ مرکب ) کنایه از هفت آسمان. ( برهان ):
زمانه را ز پی زادن چنو فرزند
عقیم گشت چهارامهات و هفت آباش.سنائی.
( هفت آبا ) هفت آسمان یا سیارات هفت گانه، هفت اورنگ، هفت ایوان، هفت بام، هفت بنا، هفت بنیان، هفت پرگار، هفت پوست، هفت خضرا، هفت سقف، هفت طارم، هفت طبق.
( هفت آبا ) کنایه از هفت آسمان است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آفرینش را گروهی چار گوهر گفتهاند قوم دیگر هفت ابا چار مادر گفتهاند