چان

لغت نامه دهخدا

چان. ( اِخ ) دهی از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد که در 51 هزارگزی جنوب باختر الیگودرز، کنار راه مالرو پرچل به سربادوش واقع شده، کوهستانی و سردسیر است و 109 تن سکنه لر و فارس دارد. آبش از قنات و چشمه ها و محصولش غلات،لبنیات و پنبه میباشد. شغل اهالی زراعت و گله داری وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان زلقب بخش الیگودرز شهرستان بروجرد

دانشنامه عمومی

چان ( به ترکی استانبولی: Çan ) شهری است در کشور ترکیه که در استان چاناق قلعه واقع شده است. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۸ میلادی ۲۸٬۸۳۵ نفر و بر اساس برآوردهای سال ۲۰۰۹ میلادی ۲۸٬۴۹۸ نفر می باشد.

جمله سازی با چان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز روح این دو استمداد کردم نزد حق لیکن دلم هر چان ز حق میخواست فایض شد بدانسانش

💡 این شرکت نقش به‌سزایی در توزیع تولیدات سینمایی هنگ کنگ در کشورهای غربی داشته‌است، به‌ویژه آثار بروس لی، جکی چان و سامو هونگ

💡 سریال محبوب انیمه کریون شین چان دختر آسانسوری را به تصویر می‌کشد که با خراب شدن آسانسور در آسانسور خود گیر افتاد.

💡 در تصرف عشوه‌ات از چان ستانان دل ستان وز تطاول غمزه‌ات از تاجداران باج خواه

💡 هر چان نشان و کام بود در جهان بران هر چان جلال و جاه بود از فلک بیاب

شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز