لغت نامه دهخدا
چالاک پوی. ( نف مرکب ) پوینده چست و چالاک. تندرو. سریعالسیر. آنکه بتندی و چالاکی راه درنوردد:
چو بادند پنهان و چالاک پوی
چو سنگند خاموش و تسبیح گوی.سعدی ( بوستان ).
چالاک پوی. ( نف مرکب ) پوینده چست و چالاک. تندرو. سریعالسیر. آنکه بتندی و چالاکی راه درنوردد:
چو بادند پنهان و چالاک پوی
چو سنگند خاموش و تسبیح گوی.سعدی ( بوستان ).
پویند. چست و چالاک. تندرو. سریع السیر. آنکه بتندی و چالاکی راه در نورد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو بادند پنهان و چالاک پوی چو سنگند خاموش و تسبیح گوی