چاقالو

واژه «چاقالو» یک صفت محاوره‌ای در زبان فارسی است که برای توصیف فرد، حیوان یا گاهی شیئی به کار می‌رود که دارای جثه‌ای چاق، فربه و پرگوشت باشد. این واژه بیشتر در گفتار غیررسمی و روزمره استفاده می‌شود و جنبه‌ای صمیمی، خودمانی یا گاهی توصیفی دارد، هرچند در برخی موقعیت‌ها ممکن است لحن آن بسته به نیت گوینده حالت شوخی‌آمیز یا حتی کمی غیررسمی و ناپسند پیدا کند. در اصل، «چاقالو» بر ویژگی فیزیکی پر بودن بدن و داشتن حجم زیاد گوشت و چربی دلالت دارد و به همین دلیل در توصیف انسان‌ها، کودکان یا حیوانات چاق به کار می‌رود. این واژه از نظر معنایی با کلماتی مانند «چاق و چله»، «فربه»، «گوشتالو» و «توپر» هم‌معنا یا نزدیک است. در کاربردهای روزمره، گاهی برای بیان محبت یا نوازش نیز از آن استفاده می‌شود، به‌ویژه در خطاب به کودکان. با این حال، در برخی موقعیت‌های رسمی یا جدی، استفاده از آن مناسب نیست و ممکن است حالت غیرادبی یا عامیانه داشته باشد. از نظر ساختاری، این واژه در دسته صفت‌های توصیفی قرار می‌گیرد که ویژگی ظاهری را بیان می‌کنند. در فرهنگ گفتاری فارسی، چنین واژه‌هایی نقش مهمی در بیان احساسات، صمیمیت یا طنز دارند. بنابراین «چاقالو» به معنای فرد یا موجودی است که دارای اندام چاق و فربه است و بیشتر در زبان محاوره‌ای برای توصیف ظاهری به کار می‌رود. 

لغت نامه دهخدا

چاقالو. ( ص مرکب ) چاق. فربه. پرگوشت. گوشتالو. چاق و چله. خپله. گرد و قنبلی. چاق و چقل.

فرهنگ فارسی

چاق. فربه. پرگوشت. گوشتالو. چاق و چله. خپله. گرد و قنبلی. چاق و چقل.
( صفت ) فربه چاق.

جمله سازی با چاقالو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از کارهای معروف او می‌توان به بازی در فیلم‌های بدو چاقالو بدو، کیمی و سلامبرلند اشاره کرد.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته است، می‌توان به بازدید میبل و چاقالو از نمایشگاه جهانی سان فرانسیسکو اشاره نمود.